خرید بک لینک
چند روز پیش که با دوستم حرف می زدم همش گلایه داشت که تا این سن هیچ خوشی نداشتیم و نسل سوخته ایم و ... ولی بعد از تلفن اون من فکر کردم واقعا خوشی نداشتم؟واقعا زمان هایی بوده که به ناراحتیم بگذره؟ خوب خ

برچسب: نویسنده: آریا جعفری تاريخ: جمعه 3 اسفند 1397 ساعت: 13:22

فقط تویی که می توانی داد عدالت سر دهی، چون تو ،زاییده ی حقی. اللهم عجل لولیک الفرج - یک چشم زدن غافل از آن شاه نباشیم/شاید که نگاهی کند آگاه نباشیم + خدایا، این دیدگان ِبی فروغ ما را به جمال مهدی (ع

برچسب: نویسنده: آریا جعفری تاريخ: جمعه 3 اسفند 1397 ساعت: 13:22

میگه: تو کی به جنس مذکر ابراز علاقه می کنی؟ میگم: وقتی که از حس ِطرف مقابلم مـــطـمـئـن شم. میگه: خیلی خری...به این واضحی. 2 آرزو های همین الان ِ من با پای شکسته؛ اولا،بتونم خودم ُ خیس کنم و توالت نرم

برچسب: نویسنده: آریا جعفری تاريخ: جمعه 3 اسفند 1397 ساعت: 13:22

خوش بختی یعنی؛ داری درس میخونی،بابات با کلی طالبی میاد تو اتاقت، میگه: "داشتم طالبی می خوردم،دیدم خیلی شیرین و آبدار بود می دونستم دوست داری،برات آوردم نوش جون کنی" همچین بابایی لایق ستایش نیست؟ خوش

برچسب: نویسنده: آریا جعفری تاريخ: جمعه 3 اسفند 1397 ساعت: 13:22

مامانم: رضا در هال رو ببند یه سوسکی جونوری چیزی میاد تو خونه. داداشم: خوب بیاد، می کشیمش. اصن داداشم یه چیز عجیبیه در نوع خودش. 2 ماشاالله این ماه رمضون یه کاری با من کرده که جز وقتایی که خونه نیستم و

برچسب: نویسنده: آریا جعفری تاريخ: جمعه 3 اسفند 1397 ساعت: 13:22

با نام و یاد خدا شاید یه روزی که شما هم مثل من خسته شدید و حوصله کسی رو نداشتید تنها از خونه بیرون زدید و بی هدف شروع کردید به قدم زدن...مقصد خیلی مهم نیست ولی توی تنهایی، به یه نتیجه رسیدن مهمه..به ا

برچسب: نویسنده: آریا جعفری تاريخ: جمعه 3 اسفند 1397 ساعت: 13:22

با نام و ياد خدا از آخرين روزي ك اينجا نوشتم نميدونم چند سال ميگذره ولي تو همين مدتي ك از اينجا دور بودم خيلي بزرگتر شدم،دانشجو شدم،رفتم قاطي كله گنده هاي دانشگاه،از دست دادم يك سري چيز هارو و صد البت

برچسب: نویسنده: آریا جعفری تاريخ: جمعه 3 اسفند 1397 ساعت: 13:22

با نام ياد خدا

از روزايي كه اينجا رو ساختم تا به اين لحظه،

زندگيم خيلي تغيير كرد،خيليي

خدارو هزار مرتبه شكر ميكنم

دارم هر روز به اون آدم ايده آل خودم نزديك ميشم

كسي تو زندگيم نبود و ٢ آبلن دقيقا ميشه سه سال كه اميد به زندگي دارم و كسي رو دارم كه خيلي دوستش دارم

كربلا رفتم و واقعا حس فوق العادشو تجربه كردم

خيلي بزرگ شدم خيلي اصلا من الان ٢٤ سالم نيست

خيلي از نظر فكري بزرگتر شدم

خيلي صبور تررشدم

برچسب: نویسنده: آریا جعفری تاريخ: جمعه 3 اسفند 1397 ساعت: 13:22

با نام و ياد خدا

امشب خوابم نميره

همه افكار هجوم اوردن، ريز و درشت

مهم و غير مهم

آخرين باري كه شب خوابم نبرد تا خود صبح شب كنكور ٩٦ بود

كه يادم نمياد ثانيه اي رو چشم روي هم گذاشته باشم

امشب پيامي برام اومد كه انتظارشو نداشتم،خيلي آشفته ام كرد

بايد تجديد نظر كنم بايد فكر كنم بايد يه كاري كنم،درمونده شدم، دستم به هيچ جا بند نيست،نميدونم چيكار كنم

بعد از سه سال انگار تازه الان چشمام وا شده.

برچسب: نویسنده: آریا جعفری تاريخ: جمعه 3 اسفند 1397 ساعت: 13:22

با نام و یاد خدا

هیچ وقت فکر نمیکردم سرکلاس باشم و بیام اینجا بنویسم

سر کلاس رشته ای که عاشقشم

خیلی خوشحالم از ۱۴ فوریه خوشحالم

هنوز سرخوش و سرمستم

از اینکه تو دنیا کسی هست دوستم داره

سرشار از ذوقم

که قلبم برای کسی میزنه که دوستم داره و دوستش دارم

خدا

برچسب: نویسنده: آریا جعفری تاريخ: جمعه 3 اسفند 1397 ساعت: 13:22

صفحه بندی